تبليغاتX
کتاب عشق

کتاب عشق

عاشقان وغم عشق

چاله ای دریکی ازخیابانهای شهروجودداشت و مردم از وجود این چاله گله داشتند زیرابدلیل تاریکی خیابان بعضی وقتاآدمهای اون محل توی اون چاله می افتادند وبه شدت زخمی می شدند

بنابراین همگی تصمیم گرفتند روبروی فرمانداری شهرجمع شوندواعتراض خودشان روبگن
باکلی شعار وهیاهو بالاخره فرمانداروشهردارونماینده شهردرمجلس بیرون اومدن وپشت تریبون قرارگرفتن.

ابتدافرماندارشروع به سخنرانی کرد وهمه ساکت شدن.فرماندارگفت من راه حل بسیارخوب دارم واون اینه که ما یه مرکز فوریتهای پزشکی درنزدیکی اون چاله ایجادکنیم تاهرموقع کسی دراون چاله افتادسرعا اونو باآمبولانس به بیمارستان برسونه.مردم همگی خوشحال کف میزدندوایول میگفتن

تااینکه شهردار پاشدوروبه فرماندار کردوگفت این یه راه حل مسخره است چون شاید تاآمبولانس اون زخمی روبرسونه بیمارستان طرف بمیره ، بنابراین من پیشنهادمیکنم که یک بیمارستان رودرنزدیکی اون چاله ایجادبشه که اگه کسی تواون چاله بیفته سریع برسه بیمارستان وموردمداواقرار بگیره واینجوری شانص زنده ماندش بیشتره.

دیگه مردم سرازپانمی شناختن کلی خوشحال شدن که صاحب یه بیمارستان جدید میشوند

ناگهان نماینده شهر گفت که نه فرماندار عقل داردنه شهردار.
چون ساخت یه بیمارستان حداقل2سال زمان میبرد ومابرای الان چاره می خواهیم
مردم همگی ساکت شدن که آقای نماینده چه راه حلی داره
که نماینده گفت مااین چاله راپرمیکنیم ودرکناربیمارستان شهر یه چاله میکنیم اینجوری هم سریعتره وهم ارزانتر

به ادامه مطلب سر بزن باحاله


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در شنبه 9 مرداد1389ساعت4:47 بعد از ظهرتوسط پارسا | |


این لحظات زیبای عاشقی را از من نگیر!


بگذار عاشق بمانم ، این قلب عاشق را از من نگیر!

دستهای گرمت را از من جدا نکن ...

بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در این دنیای بی محبت نکن!

می خواهم از عشق تو بمیرم ...

بگذار بمیرم مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن!

خیلی دوستت دارم ، این کلام مقدس را باور کن ...

از ته دل دوستت دارم ، این دل عاشقم را تنهایی در این گرداب زندگی رها نکن!

می خواهم در کنار تو باشم و با عشق تو زندگی کنم..

دل من عاشق تو هست ، مرا دلتنگ لحظه دیدار نکن!

دلم میخواهد تنها برای من باشی و قلبت تنها برای من بتپد ...

قلب من برای تو ، این قلب بی طاقتم را زیر پاهایت له نکن...

این لحظات زیبای عاشقی را از من نگیر

بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روی آتش عشقم نریز!

مرا تنها نگذار و در سیلاب ناامیدی رها نکن....

به خدا خیلی دوستت دارم ، مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن!

تا ابد با من بمان و مرا دوست داشته باش ، مثل آن سنگدلان با ما بی وفایی نکن!

لیلای این مجنون خسته و دلشکسته باش ، این احساسات عاشقانه ام را پاره پاره نکن!

 


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در شنبه 9 مرداد1389ساعت1:23 بعد از ظهرتوسط پارسا | |


به گوشت می رسه روزی که بعد از تو چی شد حالم

چه جوری گریه می کردم که از تو دست تو بردارم

نشد گریه کنم  پیشت  نخواستم بد  شه رفتارم

نمی خواستم بفهمی تو که من طاقت نمی یارم

دلم واسه خودم می سوخت برای قلب درگیرم

یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم

سرم رو گرم می کردم که از یادم  بره این غم

ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم

نمی دونستی اینا رو... چرا باید می فهمیدی ؟

منو دیدی ولی یکبار ازم چیزی نپرسیدی ...

عکس های عشقانه ادامه مطلب


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در شنبه 9 مرداد1389ساعت1:4 بعد از ظهرتوسط پارسا | |