|
چاله ای دریکی ازخیابانهای شهروجودداشت و مردم از وجود این چاله گله داشتند زیرابدلیل تاریکی خیابان بعضی وقتاآدمهای اون محل توی اون چاله می افتادند وبه شدت زخمی می شدند بنابراین همگی تصمیم گرفتند روبروی فرمانداری شهرجمع شوندواعتراض خودشان روبگن ابتدافرماندارشروع به سخنرانی کرد وهمه ساکت شدن.فرماندارگفت من راه حل بسیارخوب دارم واون اینه که ما یه مرکز فوریتهای پزشکی درنزدیکی اون چاله ایجادکنیم تاهرموقع کسی دراون چاله افتادسرعا اونو باآمبولانس به بیمارستان برسونه.مردم همگی خوشحال کف میزدندوایول میگفتن تااینکه شهردار پاشدوروبه فرماندار کردوگفت این یه راه حل مسخره است چون شاید تاآمبولانس اون زخمی روبرسونه بیمارستان طرف بمیره ، بنابراین من پیشنهادمیکنم که یک بیمارستان رودرنزدیکی اون چاله ایجادبشه که اگه کسی تواون چاله بیفته سریع برسه بیمارستان وموردمداواقرار بگیره واینجوری شانص زنده ماندش بیشتره. دیگه مردم سرازپانمی شناختن کلی خوشحال شدن که صاحب یه بیمارستان جدید میشوند ناگهان نماینده شهر گفت که نه فرماندار عقل داردنه شهردار. به ادامه مطلب سر بزن باحاله
به گوشت می رسه روزی که بعد از تو چی شد حالم چه جوری گریه می کردم که از تو دست تو بردارم نشد گریه کنم پیشت نخواستم بد شه رفتارم نمی خواستم بفهمی تو که من طاقت نمی یارم دلم واسه خودم می سوخت برای قلب درگیرم یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من میرم سرم رو گرم می کردم که از یادم بره این غم ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب می دیدم نمی دونستی اینا رو... چرا باید می فهمیدی ؟ منو دیدی ولی یکبار ازم چیزی نپرسیدی ... عکس های عشقانه ادامه مطلب
|
About![]()
سلام بچه ها به کلبه ای تنهایی من خوش اومدین
Home
|